حالم خوب است. گوش شیطان کر(!!!!) چند روزیست رو به راهم!
فقط به جز گریه‌های شبانه و سردرد‌های همیشگی‌ و خود خوری‌های هفتگی چیزی برای اذییت شدن ندارم!
چند روزیست خودم را زده‌ام به بی‌خیالی. هر حرفی‌ که می‌شنوم، از آن گوش بیرون می‌کنم. خوشحالم کسی‌ کاری به کارم ندارد.
احساس آدمی‌ را دارم که بعد از مدت‌ها دست و پا زدن در باتلاق روز مرگی‌هایش به نتیجه‌ای امیدوار کننده رسیده است.
دوباره شدم همان احمق سابقم، سهراب می‌خوانم، فریدون از بر می‌کنم، صالحی گوش می‌کنم و هدایت ورق میزنم. دوباره با کتابخانه کوچک اتاقم دوست شده ام.
مأموریت ۴ ماه‌ام به پایان رسید. بالاخره بعد از ۴ ماه به اتاقم برگشتم.
حس خوبی‌ است همه چیز بوی خودت را میدهد.
دیگر کسی‌ مزاحمم نمی‌شود میتوانم ساعت‌ها در اتاقم تنها بمانم و شعر بخوانم بی‌ آنکه کسی‌ حتی دَرِ اتاقم را بزند.