نبضم نمیزند...
بض مرا بگیر
نبضم نمیزند..
انگار مرده ام
انگار رفته ام
در برزخی که تو
آرام خفته ای...!
با چشم های باز
خوابیده ای ولی
این بار چشم تو
بیمارو خسته نیست
چشمان باز تو
لبخند میزند
اما سکوت تو حرفی نمیزند..
بیدار شو بخند، بیدار شو ببین
اشک مرا بشوی
نبض مرا بگیر
نبضم نمیزند
انگار مرده ام
شاید سکوت تو تنها مقصر است..
در این کویر عـــشق
ما جانمان یکی ست
وای این سکوت تلخ
پایان زندگی ست
حرفی نمیزنی، نبضت نمیزند
انگار مرده ای
بی تاب می شوم
فریاد میزنم
وای از سکوت تو…وای از سکوت تو..
برگرفته از وبلاگ "سوسوی چند چراغ مهربان :)"...
برگرفته از وبلاگ "سوسوی چند چراغ مهربان :)"...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت توسط دیوونه
|