تَــفَـــلُــدُم مُـــوارَک
۱۳۹۱ و همین الان هم تولدم مبارک شد و بالاخره از اون دلتنگی و
حس غریبی که امروز به من دست داده بود در اومدم...
بالاخره تونستم حس کنم که یه سال به امر آدم اضافه شدن و یک
سال کم شدن یعنی چی! تازه تونستم درک کنم که آدما در عرض
یک سال چه لحظههایی رو که پشت سر نمیگذارن...
به قول یکی از دوستان لحظهای که بفهمی همین ساعت و دقیقه
به دنیا اومدی لذتی داره که در خوردن بستنی ۹ اسکوپی قیفی
نیست اونم با طعم شکلات تلخ و قهوه...
واقعا هم چه لذت والایی داره انگار که همین لحظه دوباره متولد
شدی و این به آدم حس خوبی رو القا میکنه...!
بعضی از آدما هستن که از لحظه تولدشون خوششون نمیاد و به
قول معروف انگار تداعی خاطره بعدی براشون هست...
امیدوارم هر کسی که این لحظه براش به وجود اومده بتونه دوباره
از نو متولد بشه و کودک درونش رو دوباره زنده کنه...
پ.ن اول: تولدم رو بهم تبریک بگو ،زود!!پ.ن دوم: حالا که نمیگی خودم به خودم میگم : تَــفَـــلُــدُم
مُـــوارَک ( به زبون خودی بود جدی نگیرید) !!!