او تشنه ی شبنمِ نشسته بر تنِ درخت است.
هر روز به هنگام سحر
سنجاقک، خسته و بیخواب،
در باغ تنهایی اش سرگردان
تو را میجوید.
او تشنه شبنم نشسته بر تن درخت است...
فراموش نکنی،
عمر کوتاهش به این همه انتظار قد نمیدهد
لیدا گلشن پور
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت توسط دیوونه
|