...
یه چیزی که هیچوقت فکرش رو نمیکردم
که به این زودی بهش برسم
این بود که تو این سن بشینم و گاهی ناخوداگاه
نفسهای عمیق از ته دلم بکشم...
واسه کشیدنشون حالا خیلی زود بود...! خیلی زود...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت توسط دیوونه
|