"آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد و نمناکش"
آری ثالث من
من به آسمان هم حسادت می کنم
ابرهای زمینی ها داغ و خندانند
اما رسم آغوش را نمی دانند...

بامداد- 1:39